الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
202
الغدير ( فارسي )
- راز مهرت در درونم پيوسته ، با گوشت و استخوانم بهم درآميخته . - اگر نه مهرت ، نمازم نپذيرند ، و گرنه ولايت ، روزهام به حساب نگيرند . - اميدم آنكه بروز حشر ، از دستت سيراب گردم ، خستگى سوز دل را از ياد ببرم . * و هم اين چكامهء ديگر : يا عروة الدين المتين و بحر علم العارفينا - يا قبلة للاولياء و كعبة للطائفينا - اى دستاويز دين و آئين ، درياى علم و معرفت . - قبلهء دوستان خدا ، كعبهء زائرين حرم . - سرور آن خاندان كه هماره راه نيكى سپارند . - تائبان به حق ، پرستندگان حقيقت ، روزه داران ، نمازگزاران . - دانشمندان ، خويشتنداران ، ركوع بران ، سجده كنان . - ايكه ديگران در خواب ناز باشند و تو با خدا در راز و نياز . * و هم اين قطعهء ديگر : قوم علومهم عن جدهم اخذت عن جبرئيل و جبريل عن اللَّه - خاندانى كه علم و معرفت از جدشان به ارث برند ، جدشان از جبريل امين ، و جبريل از خداى عالميان . - كشتى نجات هم آنان باشند ، و جز با كشتى نجات از هول و عذاب قيامت نجاتى نيست . - تاريكى شب كه در آيد ، با خشوع تمام بعبادت خيزند ، خواب ناز را بر ديده راهى نيست . - ياد خدا از خاطر نبرند ، با نغمهء بلبلان و قمريان سرگرم نباشند . - ابر رحمت الهى كه دانش و معرفت بيزد ، ما فوق ابر بهاران كه آب فرات انگيزد . * و هم از سرودههاى ملك صالح است : انّ النبىّ محمّدا و وصيّه و ابنيه و ابنته البتول الطاهره